شکاکین
شکاکین
شکاکین یا سپتیک1 را بعضی ها همان کلبیون یا سینیک2 میدانند، ولی عده ای از فیلسوفان سیاسی این دو فرقه را جدا دانسته و از آنها جداگانه بحث میکنند.
حقیقت مطلب این است که گفتار و عقاید فلاسفه این دو فرقه به قدری به یکدیگر نزدیک و مشابه است که تفکیک آن از یکدیگر خالی از ابهام و اشکال نیست و نتیجه هر دو فلسفه هم تقریبا یکی است.
اگر بخواهیم در مقایسه این دو فلسفه اختلاف عمده آنها را در یک جمله ذکر کنیم باید بگوییم که شکاکین کمی معتدل تر از کلبیون، و کلبیون افراطی تر از شکاکین بوده اند، زیرا شکاکین نسبت به همه چیز در عالم شک کرده اند ولی کلبیون منکر همه چیز شده اند.
از طرف دیگر، غالب عناصر فلسفه شکاکین و کلبیون ماخوذ از عقاید سوفسطائیان قدیم یونان بوده و ریشه اعتقادشان از آن فرقه است، لذا بعضی از مفسرین در تفکیک سوفسطائیان از این دو فرقه نیز دچار ابهام شده و غالبا شکاکین را سوفیست خوانده یا سوفسطائیان را شکاکین گفته اند.
بنابراین، اگر که کلبیون را فرقه جداگانه شماریم موسس آن انتیس تن3 است. انتیس تن شاگرد سقراط بوده است. از دیگر پیشوایان برجسته این فلسفه دیوجانوس4 و کراتس5 میباشند.
بطور کلی تابعین این فلسفه سعادت و فضیلت را در ترک تمام لذات شمرده، سر و پای برهنه با لباس پاره در میان مردم گردش کرده و آنها را با طعنه و خشونت و متلک گویی پند میدادند و همه چیز را رد میکردند.
چون پیرهون یا پیرهو6 از موسسین فرقه شکاکین است ایشانرا پیرهونی و مسلک آنها را پیرهونیسم نیز مینامند. گورگیاس7 اگرچه از سوفسطائیان بوده ولی وی را از سران مکتب شکاکین نیز میشمارند.
عقاید شکاکین و کلبیون در باب انکار خدا و رد مذهب که آنرا آتئیسم نامند ظاهرا قدیمی ترین عقیده ای است که در باب رد مذهب و انکار صریح خدا در یونان قدیم بوجود آمده. پایه و مبنای فلسفه شکاکین بر این عقیده استوار است که "علم به هر چیز که وراء تجربه باشد محال است و هر علمی که وراء احتیاجات و امور حیات عادی روزانه انسان باشد علم نیست و قابل رد و انکار است."
گورگیاس کتابی نوشته که اساس آن کتاب را بر سه نظریه قرار داده است. اول آنکه هیچ چیز در عالم وجود ندارد. دوم آنکه اگر چیزی وجود دارد قابل شناسائی نیست. سوم آنکه اگر شناخته شد تو نمیتوانی علم خود را در باب معرفت آن چیز به دیگری انتقال دهی.
در تحلیل فلسفه شکاکین، بهاءالدین پازارگاد مینویسد، آنها نیز مانند اپیکوریانها فلسفه فرار را پذیرفتند، ولی فلسفه ایشان نوعی دیگر از فلسفه فرار است که با فلسفه اپیکور فرق دارد. چرا که فلسفه آنان همه چیز را که انسان آن را خوبی ها و محاسن زندگی و کلیه امتیازات اجتماعی مینامد، رد میکنند.
ظاهرا این فلسفه در آغاز تاسیس از خارجیان و تبعید شدگان و افرادی که محروم از تابیعت آتن بوده اند تشکیل شده است. آنان حیات فقر و آوارگی را پسندیده و آنرا بر سایر انواع زندگی ترجیح داده اند.
تعلیمات آنها بیشتر خطاب به طبقه فقرا و برای ایشان بوده. آنها کلیه مسائل قراردادی اجتماعی را تحقیر میکردند و همانطور که تاریخ مینویسد در معاشرت و رفتار غالبا رعایت آداب و رسوم را ننموده.
اساس فلسفه شکاکین بر این آئین استوار است که مرد حکیم باید کاملا بی نیاز باشد. از جمله آنچه که شکاکین آنرا مردود شمرده یا نسبت به آن خونسرد و بی اعتنا بوده اند یکی مسئله مربوط به اموال و ازدواج و تشکیل خانواده و دیگر مسئله تابیعت و تحصیل علم و کسب شهرت و بالاخره کلیه قراردادهای حیات تمدن است. برای آنها فرقی بین برده و غیر برده نبوده و در نطر ایشان هیچ یک از این دو دارای ارزش نبوده اند.
میگویند انتیس تن و دیوجانوس کتابهایی در باب سیاست نوشته اند که از بین رفته و چنین به نظر میرسد که هر دو فیلسوف در کتب خود نقشه یک نوع کمونیسم ایده آلیزه (یعنی بر اساس خیال پرستی) و یا شاید نوعی سیستم آنارشی را طرح کرده اند که در آن اموال و ازدواج و حکومت، هر سه الغا شده و ناپدید میگردد.
آنان معتقد بوده اند که مرد حکیم هم همه جا است و هم هیچ جا نیست. نه محتاج به خانه و وطن و کشور است و نه احتیاجی به دولت سیته و قانون دارد زیرا تقوی و خوبی شخص خودش قانون وی خواهد بود. اعتراض شکاکین به قراردادهای اجتماعی یک آئین رجعت به طبیعت بوده است به مفهوم نیهیلیسم آن، یعنی توجه به حالت از خود گذشتگی و فنا.
اهمیت عمده مکتب شکاکین در عمل آن بود که نطفه تشکیل مکتب استائیکیسم (رواقیون) قرار گرفت و بعدا استائیکیسم از آن سرچشمه بوجود آمد.
اکنون که بیش از دو هزار سال از تاریخ ظهور این فلسفه میگذرد هنوز بسیاری از عناصر و افکار سیاسی این مرام نتوانسته است جلوه کند و مورد تبعیت واقع شود، زیرا که عناصر مزبور با افکار زمان و مصالح طبقاتی که در جوامع امروز موثر میباشند وفق نمیدهد.
آنچه که فلسفه کلبیون در آغاز قرن چهارم قبل از میلاد در باب تنزل اهمیت دولت سیته و شکست فرضیه و فلسفه آن حکومت گفتند و پیش بینی کردند در پایان همان قرن صورت حقیقت یافت و واقع شد و مردم یونان، تنزل دولت سیته و فلسفه آنرا مشاهده نمودند.
1. Skeptics
2. Cynics
3. Antisthenes
4. Diogenes
5. Crates
6. Pyrrhon
7. Gorgias
منبع: تاریخ فلسفه سیاسی، دکتر بهاءالدین پازارگاد www.ahmadrezataheri.org