تبليغاتX
Ahmad Reza Taheri - ساورینتی و پدیده جهانی شدن: احمد رضا طاهری به سایت شخصی فلسفه سیاسی احمد رضا طاهری خوش آمدید

Copyright © ahmadrezataheri.org 2006

ساورینتی و پدیده جهانی شدن: احمد رضا طاهری

 

 

ساورینتی و پدیده جهانی شدن

 

 

احمد رضا طاهری

دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی

 

 

در حوزه علوم سیاسی، ساورینتی همان استقلال سیاسی، اقتصادی، و نظامی حکومتها نامیده میشود، بدین معنی که یک کشور در امور داخلی خود از استقلال کامل برخوردار است و قدرتهای خارجی حق دخالت در امور کشور دیگر ندارند.

 

از طرف دیگر، جهانی شدن به خودی خود برای بشریت اثرات فوق العاده ای به همراه داشته است. وجود تجارت الکترونیکی و توسعه ارتباطات و مکاتبات فقط جزء دو مورد مهم بشمار می آیند. استفاده از امکانات خارجی نظیر کالاهای مصرفی یا غیر مصرفی و غیره همه و همه حاصل جهانی شدن است. جهانی شدن هم دارای اثرات منفی بوده و هم دارای اثرات مثبت. مثلا برخی از اثرات منفی آن عبارتند از شیوع سریع بیماریهای گوناگون، مهاجرت غیر قانونی به کشورهای دیگر، و تروریسم.  اثرات مثبت آن در کل شامل بهره برداری از علم و تکنولوژی میباشد.

 

زمانی که رابطه بین ساورینتی و جهانی شدن مورد تحلیل قرار گرفته میشود، در واقع  تمرکز بر درجه حاکمیت و استقلال سیاسی حکومتها منعطف میشود. اینکه تا چه حدی پدیده جهانی شدن ساورینتی کشورها را تهدید میکند بستگی به نوع حکومت و ساختار آن دارد.   

 

ظاهرا کشورهای دنیا مستقل اند و ادعای استقلال میکنند. اسما دارای ساورینتی هستند اما در عمل کم و بیش فاقد شرط اصلی مفهوم ساورینتی میباشند. در واقع، پس از دو جنگ بزرگ جهانی و پیشرفت علم و تکنولوژی که دنیا را بتدریج تبدیل به یک دهکده جهانی نموده باعث شده است تا ساورینتی کشورها در معرض خطر قرار گیرد. همانطور که تاریخ نقل میکند کشورهای دنیا بی نیاز از یکدیگر نیستند و نمیتوانند دارای اوتارکی باشند. تمام وقایع مهم جهان در اوضاع داخلی هر کشور تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم دارد. حال این تاثیر میتواند هم بعد مثبت داشته باشد و هم جنبه منفی. بعنوان مثال، برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران اخیرا تبدیل به یکی از مسائل حاد جهان سیاست شده است. اگرچه بنا بر گفته مقامات ایرانی انرزی هسته ای ایران صلح آمیز بوده و حق قانونی ایران است، اما حکمرانهایی چون ایالات متحده آمریکا چنین تفسیری را رد کرده و پیوسته بدنبال آن هستند تا ایران را از این مسئله که مربوط به مسائل داخلی این کشور میباشد باز دارند. چرا که بنا بر دیدگاه های قدرتهای غربی مسئله هسته ای ایران هرچند که موضوعی کاملا داخلی میباشد اما اثرات آن کشورهای دیگر را تحت تاثیر قرار خواهد داد. تعبیر این روند آن است که ساورینتی کشوری مثل ایران توسط کشورهای دیگر مانند فرانسه، انگلیس، اسرائیل و آمریکا در معرض آسیب است.

 

پدیده جهانی شدن اقتصادی و نفوذ سیاسی اقتصادی سازمانهای اقتصادی جهانی مانند سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول، و بانک جهانی، دنیا را به سوی نوعی سیستم نوین سوق داده است، سیستمی که کشورهای جهان را مطیع قوانین جدید اقتصادی قرار داده است. این قوانین اقتصادی توسط گروه خاصی از کشورهای  قدرتمند طراحی شده بدون آگاهی و یا حضور بسیاری از کشورهای دیگر. پدیده جهانی شدن تا حدی پیش رفته است که امروزه تعداد معدودی از قدرتهای دنیا برای بسیاری از کشورهای دیگر تکلیف تعیین و دیکته میکنند. دخالت اخیر در امور سیاسی داخلی پاکستان که به پرویز مشرف دستور داده شده بود تا هر چه زودتر بایستی موقعیت اظطراری به پایان رسد و انتخابات برگزار شود، را میتوان بعنوان یک نمونه بارز یاد نمود. همچنین سایر کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه دیگر نیز تحت نفوذ و سلطه تعدادی کشور قدرتمند قرار گرفته اند. در این خصوص میتوان، به کشورهایی چون افغانستان، عراق، کشورهای حومه خلیج فارس و غیره اشاره کرد. طالبان به مدت پنج سال (2001 – 1996) در افغانستان حکومت کردند. اساس حکومت طالبان بر پایه استبداد مذهبی بوده که با برنامه های سیاسی جهانی همگام و هماهنگ نبود. بدین ترتیب ساورینتی طالبان ظرف بیست و یک روز درهم شکست و حکومت کرزای جای آن را گرفت. هر زمانی که کرزای از اصول به اصطلاح جهانی تبعیت نکند چون طالبان به دست تاریخ سپرده خواهد شد، همانطور که صدام حسین و حکومتش از قانون قدرتهای جهانی سرپیچی کردند و از قدرت برکنار شدند. ساورینتی کشورهایی چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز ظاهری بوده و مهار چنین کشورهایی در دست قدرتهای غربی میباشد. رهبران این کشورها تا زمانیکه منافع ابرقدرتها را تامین میکنند از ساورینتی صوری خود لذت میبرند.   

 

پدیده جهانی شدن موجب شده  تا هر کشور بایستی بر وفق وقایع سیاسی جهان در امور داخلی خود تجدید نظر کند و اوضاع داخلی را با شرایط جهان سیاست وفق دهد که این خود مخالف مفهوم ساورینتی است. کلیه کشورهای جهان امروز چه از لحاظ اقتصادی چه سیاسی به طریقی وابسته به یکدیگر بوده اند. در ابتدای قرن بیست و یکم پدیده جهانی شدن این نوع وابستگی را بیش از پیش بیشتر کرده است، و این طور به نظر میرسد که بتدریج به سوی یک "سیستم سیاسی جهانی" پیش میرویم، سیستمی که چندین ابرقدرت تصمیم گیرندگان نهائی سیاست بین الملل خواهند شد. 

 

پدیده جهانی شدن همچنین اثرات خاص خود را بر کشورهای توسعه یافته نیز داشته، بدین معنی که ساورینتی آنان نیز به سهم خود آسیب پذیر بوده است. حادثه یازده سپتامبر در آمریکا را میتوان آشکارترین نمونه دانست. اما، پدیده جهانی شدن ساورینتی کشورهای اروپای غربی و آمریکا را به نوعی دیگر تضعیف کرده، یا به عبارت دیگر در نوع و فرم ساورینتی غربی و شرقی فرقی اساسی مشاهده میشود.

 

کشورهای قدرتمند اروپای غربی نظیر آلمان، فرانسه، انگلیس بعلاوه کشور ایالات متحده آمریکا که مخترع و صادر کننده علم و تکنولوژی مدرن میباشند، با نو آوری های خود روند جهانی شدن را تقویت نموده اند. چنین کشورهایی در واقع مهار پدیده جهانی شدن را در دست دارند و بیشترین منفعت و استفاده را از نو آوری ها و اختراعات خود میبرند  و در نتیجه بهتر از کشورهای مصرف کننده غیر غربی میتوانند بر پدیده جهانی شدن تسلط داشته باشند. بطور مثال، کلیه ارتباطات و مکاتبات اینترنتی بین المللی  تحت کنترل آنان قرار دارد. 

 

ما ادعاء میکنیم که پدیده جهانی شدن مرزها را از بین برده است، و کشورها نمیتوانند مثل گذشته اتباع خود را کنترل نمایند. ولی این مورد مخصوصا در جهان اول صدق نمیکند، چرا که آنها بوسیله همین اختراعات کنترلی بیشتر هم بر اتباع خود و هم بر کشورهای دیگر را ایجاد کرده اند. مثلا زمانی که عراق در دهه 1990 به کویت حمله کرد، طبق گزارشات تایید شده حمله به عربستان سعودی هم جزء برنامه صدام حسین بوده است. نکته جالب اینجاست که رهبران انگلیسی و آمریکائی زودتر از رهبران سعودی به این موضوع پی میبرند و توسط عکس های ماهواره ای که نشان دهنده حمله احتمالی سربازان عراقی به عربستان سعودی بوده آن را برای حکومت سعودی ثابت میکنند. یا اینکه، شهروندان کشوری چون افغانستان کمتر تحت کنترل و نفوذ دولت خود هستند تا شهروندان کشوری چون سوئد. حکومت کرزای بدون همکاری ناتو نمیتواند در افغانستان از ثبات سیاسی برخوردار باشد، همانطور که طالبان با عدم همکاری ناگهانی پاکستان و آمریکا قدرت سیاسی خود را از دست دادند. اما در کشوری چون سوئد که دارای دموکراسی طبیعی و نه ظاهری میباشد اگر مسئله ای سیاسی رخ دهد توسط خود دولت و مردم این کشور حل خواهد شد همچنانکه که تاریخ سیاسی معاصر ثابت نموده است.

 

اگر سیاست را کنار بگذاریم و وارد اثرات فرهنگی پدیده جهانی شدن شویم متوجه خواهیم شد که تا چه حد بالیوود هند در جنوب شرقی ایران و هالیوود آمریکا در پایتخت و شمال ایران بر جوانان ایرانی تاثیر گذار بوده است. نوع پوشش لباس و آرایش موی سر نوجوانان و جوانان ایرانی جزء دو نمونه بارز بشمار میروند.

 

فرق اساسی که در نوع و فرم ساورینتی جهان اول و جهان دوم یا سوم وجود دارد در آن است که کشورهای جهان اول طراح تکنولوژی هستند، و تکنولوژی ریشه پدیده جهانی شدن بوده، در نتیجه روند و رشد جهانی شدن تحت نظارت این کشورها پیش رفته است. اما در خصوص جهان دوم و سوم عکس قضیه صدق میکند بدین معنی که پدیده جهانی شدن بر این کشورها غالب است. هرچند که جهانی شدن اثرات خود را در کشورهای جهان اول داشته است اما چنین اثراتی قابل کنترل بوده اند، یا به عبارت دیگر واکنش صادرات تکنولوژیکی جهان اول بوسیله خود آنها قابل کنترل بوده است. مثلا قبل از مسئله یازده سپتامبر، طبق اسناد تایید شده دولت آمریکا، برخی از سازمانهای جاسوسی آمریکا از وجود عوامل القاعده و تهدید آن در این کشور کاملا آگاه بوده اند، اما چرا و به چه دلیل از این خطر به موقع جلوگیری نشده بحثی دیگر دارد. 

 

امروزه ساورینتی دیگر  آن مفهوم سابق را ندارد بلکه پدیده جهانی شدن بسیاری از مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را تغییر داده است و لااقل در تئوری دیگر کشورها نمیتوانند بر اساس ایدئولوژی های خاص خود پیش روند. قانون بین الملل معاصر و قراردادهایی که کشورهای جهان با هم بسته اند معنی ساورینتی را تغییر داده است و به ظاهر سازمان ملل متحد تنها ارگان قانونی میباشد که ساورینتی کشورهای دیگر را کنترل میکند، مثلا چگونه یک کشور با اتباع خود برخورد میکند، و یا آیا فعالیت های یک کشور اثرات منفی بر دیگر کشورها دارد یا خیر و غیره.

 

پدیده جهانی شدن که ریشه در برنامه های سیاسی و اقتصادی قدرتهای غربی دارد بهترین سود و منفعت را برای این کشورها و برای بسیاری از جوامع جهانی داشته، اما بدترین زیان را برای حکمرانهای دیکتاتور داشته است، چرا که از ساورینتی آنان به طرز قابل توجهی کاسته شده است.

  

به نظر میرسد ساورینتی کشورهایی که از داخل ثبات ندارند از طرف قدرتهای جهانی در معرض منقرض و تجزیه باشد. چرا که کنترل خارجی بر کشورهای کوچکتر با جمعیت کمتر آسانتر است. هرچند که اجرای چنین پروژه ای زمان بر میباشد ولی با توجه به اوضاع سیاسی امروز عملی شدنی به نظر میرسد. کشورهای کوچک اروپایی به فکر چاره افتاده و اتحادیه اروپا را تشکیل داده که ساورینتی آنان از طرف یکدیگر در خطر نباشد یا در معرض خطرهای خارجی دیگر چون آمریکا نباشد. اگرچه که بسیاری از کشورهای اسلامی نیز اتحادیه های دارند، اما به اندازه اروپایی ها از ثبات برخوردار نیستند.

 

پروسه سرنگونی حکومتها زمانی آسانتر صورت میگیرد که جامعه های انسانی تقسیم به گروه های ناراضی مختلف شوند مثل کشوری چون عراق.

 

تنها راه نجات از تجزیه، ثبات داخلی بطور مسالمت آمیز و انعطاف دیپلماتیکی در روابط بین الملل میباشد.    

 

 

کپی برداری از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلامانع است   www.ahmadrezataheri.org              

              

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت   توسط Ahmad Reza Taheri  |